امیدوارم علاوه بر این که از مطالب این وبلاگ استفاده لازم رو می بری
لحظات آرام و آرامش بخشی رو تجربه کنی و به قول خودم چند دقیقه ای رو " نفس بکشی! "
اگر این اتفاق بیافته یعنی من به هدفم رسیدم!
سعی کردم مطالب تا حد امکان متنوع باشه!
صدها شعر از شاعران معاصر - صدها جمله کوتاه خواندنی - ده ها مقاله - مناجات و ...
که ان شاالله خودتون ملاحظه و مطالعه می فرمائید!
از حضورتون تشکر می کنم و امیدوارم با نظرات سازنده
و شرکتتون در نظرخواهی در هر چه بهتر شدن این وبلاگ بنده رو یاری بفرمائید!
و به لطف خودش و عنایات امام عصر(عج) با هم پله پله تا ملاقات خدا می رویم!
اینجا همه هر لحظه میپرسند:
((حالت چه طور است؟))
اما کسی یک بار
از من نپرسید:
- ((بالت.....
گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظر بند سبز را که در کودکی بسته بودی به بازویم"
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق خمره ی دلم را به ایوان سنگ شکست"
دستم به دست دوست ماند٬
پایم به پای راه رفت!
من چشم خورده ام٬من تکه تکه از دست رفتم٬
در روز روز ز ن د گ ا ن ی م.....!
مثل شهری که بروی گسل زلزله هاست....
هرگز نقاش خوبی نخواهم شد!
امشب دلی کشیده ام شبیه نیمه سیب
نیمه ی سیبی که:
به خاطر لرزش دستانم زیر آواری از رنگها ناپدید ماند!!!
شاخه های خویش را
ناگهان کجا جا گذاشتی؟
یا به قول خواهرم فروغ :
دستهای خویش را
در کدام باغچه
عاشقانه کاشتی؟
این قرارداد
تا ابد میان ما
برقرار باد :
چشمهای من به جای دستهای تو !
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده !
من به چشمهای بی قرار تو
قول میدهم :
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم!!

یادت شروع یک غزل عاشقانه است شعرم برای از تو نوشتن بهانه است
تنها سوار لشکر صبحی که نیزه اش بین دو چشم ظلمت شب را نشانه است
تنهاییت نتیجه ی دلهای سنگ ماست شاهی به جنگ رفته و نوکر به خانه است
آن قصه ها که عشق به ما گفت، حاصلش بار هزار غصه و غم روی شانه است
امید من! نه این که مرا تاب درد نیست این ناله ها چکیده ی درد زمانه است
باور نکرده ایم که معنای انتظار چیزی بجز گلایه و اشک شبانه است!
مردیم و مرگ عادتمان شد! بیا عزیز! اینجا جواب زنده شدن "تازیانه" است!
برای خواندن غزلهای دیگر نویسنده وبلاگ اینجا کلیک کنید
به من نمی گویند
که آن امام "بلند اندام"
ز شاهراه کدامین دیار می آید
و آفتاب سخاوت بر این شب تاریک چه وقت می تابد
به من نمی گویند
که از بلندی آن کوهسار شرق بشر
سپید جامه امام من
دلبر بلند اندام
چرا به مثل نسیم سحر نمی آید
و نور پاک سخاوت را
درون دیده ی مشتاق من نمی کارد
بیا!
بیا که دیده ی من
به جستجوی تو گر از دری شده نومید
گمان مدار که هرگز دری دگر زده است
سپیده گر نزده سر
بیا بلند اندام
که از سیاهی چشمم سپیده سر زده است!

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام

شروع می شود غزل به یک نگاه ناب تو هوا ترانه می شود به ناز آفتاب تو
همین که خواب می برد چشم پر از گناه من غریق اشک می شود چشم بدون خواب تو!
همیشه از مسیر تو کمی که دور می شوم دوباره ختم می شود تمام راه ها به تو!
چقدر دیر آمدم ! چقدر دور مانده ام ! چه مرهمی گذاشتم به زخم بی حساب تو؟!
چرا گذر نمی کنی از این دل خراب من؟ چرا به آسمان من نمی رسد شهاب تو؟!
نگو که قهر کرده ای! خودت شبی بیا ببین که با صدای خسته ای ز بغض و التهاب تو
کسی کنار پنجره به تو سلام می کند و انتظار می کشد که بشنود جواب تو!
برای خواندن غزل های دیگر نویسنده وبلاگ اینجا کلیک کنید
یوسف مصری نمی آید به كنعان دلم
بازسر را می گذارد غم به دامان دلم
بی حضورچتر دستانت ببین یعقوب وار
مانده ام امشب دوباره زیر باران دلم
خوب می دانی زلیخای جنون با من چه كرد
پاره شد در ماتم عصمت گریبان دلم
نوح من ! خاصیت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشین به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
تا بگویی با من از عریانی اندوه خویش
تا بگویم با تو از اسرار پنهان دلم
بوی پیراهن مرا كافی است تا روشن شود
چشم تاریك و شب خاموش كنعان دلم
فاطمه تفقدی
صدای گرم معلم-: «چرا نمی آیی؟ بیا که جمله بسازیم با نمی آیی»
و گچ بروی تن تخته ریخت گردش را نوشت: جمعه، افق،آشنا،نمی آیی
وبعد مکث، کمی بغض،باز با خود گفت: بگو به من که می آیی و یا نمی آیی؟
وگچ دوباره به حرف آمد و دوباره نوشت: « چقدر مانده مگر تا...» چرا نمی آیی؟
دوباره بازی و مثل همیشه من گرگم !! هزار را که شمردم بیا!! نمی آیی؟
تکاند دست و دلش را کنار پنجره رفت وگفت: مرد غزلواره ها نمی آیی؟
دوباره تخته سیاه است و جمله های سپید چقدر جمله بسازیم با نمی آیی؟
برداشت از http://zolfesamansa.blogfa.com/

جان و جانان :امام زمان (عج ) از نگاه امام خمينى
بقيّة اللّه ؛ انسان كامل عرضه ى اعمال بر امام زمان (عج )
انتظار يعنى مقابله با ظلم برداشت هاى انحرافى از انتظار
لزوم حكومت اسلامى در دوران غيبت كبرى مفهوم واقعى عدالت
فقها؛ حجت امام بر مردم
مبانى اعتقادى مهدويت
مبانى اعتقادى اهميت امامت
بستر بحث ضرورت امامت و اهداف حكومت
قلمرو حكومت
نگاهى دوباره به انتظار
نگاهى دوباره به انتظار حقيقت انتظار
ضرورت انتظار ابعاد انتظار
آمادگى فكرى آمادگى روحى
طرح و برنامه ريزى آمادگى در عمل
حكومت اسلامى در عصر انتظار فراگيرى ستم و فساد از نشانه هاى ظهور

چند نشانی برای پخش یا دانلود موسیقی که به مرور نشانی های دیگه هم بهشون اضافه خواهد شد
آهنگ و نت سه تار برای پخش و دانلود
دانلود آهنگ های سه تار
دانلود سه تار استاد لطفی


